تبليغاتX
*زناشويي * ترفند*

*زناشويي * ترفند*

باران می بارید دخترکی رو به اسمان کرد و گفت : خدایا گریه نکن درست میشه

در مورد مدیر وبلاگ

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو!کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
منتظرتم  

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 19:7  توسط ناصـــر  |